۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۴, شنبه

بار اول که تو را‎ ‎دیدم

بار اول که تو را‎ ‎دیدم
برق چشمانت دلم لرزاند
هرم دستانت اسیرم کرد
نقش زیبایت گرفتار
بار اول که تو را‎ ‎دیدم
همه جا گلشن زیبا‎ ‎بود
غم و اندوه همه پنهان
دیده ام روشن و بینا بود
روح خشکم جاریدریا
آن بیابان یک گلستان بود
بار اول که تو را‎ ‎دیدم
آشنای دیرینم بودی
انگار نه اولین بارم
شاید آخرینم بودی

۴ نظر: