Tuesday, November 10, 2009

آشنا صدايت لرزاند دلم

لحظه ي ديدار در پيش رويم
تو را ديدم نشستي روبرويم
گره خورد نگاهت در نگاهم
و لبخندي بي اراده بر لبانم
نگاه آرام بر گوشه لغزيد
چشم آرام در جستجوت چرخيد
لحظه ها بگذشت و رفتم
بي قرار تجديد قرار گشتم
روز شماري روز ديدار كردم
گله از گذر زمان كردم
برسد باز لحظه ي تكرار
چشمم نگران باز اين بار
نرم نرمك آرام دزدكانه
در جستجوت بودم كودكانه
دگر روز باز تو را ديدم
اين بار بهتر و بسيار ديدم
نگاه ها زير زير و پنهان
چند كلامي و لحظه ي پايان
.....
.......
غم ببردي و باز هم
نمي دانم چه شود نمي دانم
در كار روزگار مانده ام
آشنا صدايت لرزاند دلم
راه يافته در وجودم شوق ديدار
ياد خاطرات و ترس تكرار

Thursday, October 01, 2009

جملات زیبای عاشقانه

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد



اي کاش مي توانستيم ادراکمان را از نگاهها بالا ببربم زيرا در هر نگاهي هزاران جمله نهفته است که ما از آنها بي خبريم



روزگاری بر درختی تکیه کرده بودم ، ناگهان کبوتری زیبا آمد و گفت چرا اینجا نشسته ای ؟ گفتم میخواهم نامه ای برای یارم بنویسم . گفت بنویس!!! گفتم قلم ندارم گفت از پرم در بیار ، گفتم کاغذ ندارم گفت بر روی پر سفیدم بنویس گفتم مرکب هم ندارم ، گفت مرا بکش و با خونم بنویس



من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش



عشق شعله ایست که هرگز نمی میرد ، گلیست که هرگز پژمرده نمیشود، بی ترس و بیم در غم و شادیها آنرا در دل نگهدار



نجواهم گل که گل بی اعتبار است ، تمام عطر آن فصل بهار است ، تو را خواهم من از گلهای عالم ، که عطر تو همیشه ماندگار است.



وقتی نیاز به عشق داری عاشق مشو بلکه زمانی عاشق شو که تمام وجودت سرشار از عشق هست و می خوای آنرا با کسی تقسیم کنی



شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود من برآنم که بسوزم به کنارت ، ای دوست



یه روز دل تصمیم میگیره سنگ بشه تا دیگه عاشق نشه ، میره و سنگ میشه و میره قاطی سنگها ، اما اونجا هم عاشق سنگ میشه